تبلیغات
ولایت

ولایت
تولیدملی حمایت ازکار وسرمایه ایرانی
 
لینک دوستان
لینک های ویژه
مذهبی

روایت کرده اند : سلیمان ،گنجشکی را دید که ماده ی خود را می گفت : چرا خویش را از من بازمی داری؟ که اگر بخواهم٬توانم که بارگاه سلیمان را به منقار گیرم و به دریا اندازم.سلیمان از سخن او لبخندی زد و آن دو را خواند و به نر گفت :آیا می توانی که چنین کنی؟


گفت: ای پیامبر خدا ! نه . امّا، مرد٬ گاه٬شخصیت خویش را در چشم زن آراید و آن را نزد همسر خویش بزرگ جلوه دهد و عاشق را نکوهش نشاید .پس سلیمان٬ ماده را گفت :چرا خویش را از او دریغ می داری؟ و حال آنکه او تو را دوست دارد.

گفت:ای پیامبر خدا ! به زبان می گوید٬اما عاشق نیست.او دعوی عشق دارد و حال آن که با من٬دیگری را نیز دوست دارد .سخن گنجشک در دل سلیمان اثر کرد و به سختی گریست و چهل روز خویش را از مردم پنهان داشت و خدا را می خواند که دل او را برای محبت خویش خالی کرده و از آمیختن با دوستی دیگری بازدارد .

 

شیخ بهائی(ره)،کشکول،دفتر اول، ص


با تشکر از:منتظر ظهور




طبقه بندی: فریادخاموش،
[ 1391/05/21 ] [ 01:20 ق.ظ ] [ عمار ] [ نظرات ]
Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


خدمت به یگانه منجی عالم بشریت

آمار سایت
آخرین بروز رسانی :
جهت دوستی





Powered by WebGozar