تبلیغات
ولایت

ولایت
تولیدملی حمایت ازکار وسرمایه ایرانی
 
لینک دوستان
لینک های ویژه
مذهبی

کلمات و واژگان در گفت و گو های روزمره صرفاً، ابزاری در جهت انتقال مفاهیم­اند و انسان­ها به کمک کلمات با یک­دیگر ارتباط برقرار می­کنند؛ اما از منظر زبان شناسی، واژگان باید مستقلاً مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند. یک زبان شناس گاه هفته­ها و ماه­ها یک واژه را زیر و رو می­کند تا ریشه­ی آن را دریابد؛ بفهمد که این واژه در گذشته چه معانی و کاربردهایی داشته و معنای آن در طول قرن­ها چگونه تغییر یافته است.

ما اکنون از خیل ِواژگان، کلمه­ی حکیم را برگزیده­ایم و تلاش می­کنیم که معنای این واژه را دریابیم. به راستی حکیم کیست و حکمت یعنی چه؟

جواب ها بسیار است و این واژه در طی قرون توسط بشر زیر و رو شده، معانی مختلفی یافته است؛ اما بهتر است پاسخ را از کلام پروردگار طلب کنیم تا دریابیم خداوند متعال چه کسی را حکیم خوانده است.

 در سوره­ی لقمان چنین آمده است: ﴿ ما به لقمان حکمت بخشیدیم که خدا را شکر گزار باش.﴾[1]

لقمان کسی است که همگان او را شخصی حکیم می دانند. چنان که در تاریخ آمده، او مردی بسیار دانا و صاحب اخلاق کریمانه بوده است. لقمان بسیار آرام و کم سخن بوده و جز کلمات حکمت آمیز، بر زبان جاری نمی­ساخته. داستان­های حکیمانه­ی او زبان­زدِ خاص و عام است.[2]

بی­تردید لقمان، انتخاب ِخوبی برای شرح ِواژه­ی حکیم می­باشد؛ چرا که نام او با حکمت گره­خورده است. بر اساس آیه­ی فوق، حکمت چیزی است که لقمان را بنده­ی شکرگزارِ خدا کرده است. در تفسیر این آیه گفته­اند که منظور از حکمت، عقل و فهم است؛[3] به عبارت دیگر، لقمان حکیم یعنی لقمان ِعاقل و دارای فهم.

پس در این آیه حکیم یعنی عاقل؛ حکیم یعنی فهیم.

تا به حال زیاد شنیده­ایم که حکیم را دانشمند معنا می کنند؛ یعنی انسانی با دامنه­ی اطلاعات وسیع و فراوان؛ ولی این ترجمه، ترجمه­ی صحیح و دقیقی از این واژه نمی باشد.

دانشمند یعنی شخصِ صاحب دانش؛ یعنی علم آموخته و کسی که اطلاعات علمی ِفراوان دارد؛

اما حکیم یعنی عاقل یا صاحب بصیرت.

به یک دکتر، یک مهندس، یک عالِم و فرهیخته که با زحمت فراوان کسبِ دانش و تجربه کرده، دانشمند گفته می شود؛ اما این افراد هر یک ممکن است حکیم و عاقل باشند یا نباشند؛

پس حکیم مساوی با دانشمند نیست

و عاقل مساوی عالِم نیست.

شخص حکیم یا عاقل را با صفات زیر می­شناسیم:

حکیم، صاحب بینش و دوراندیشی است.

حکیم یا عاقل کسی است که اگر خطا کند، به خطایش اعتراف و از آن عذر خواهی می­کند.

حکیم یا عاقل کسی است که جوابِ احسان ِمردم را با نمک نشناسی نمی­دهد. شخص حکیم، سخاوتمند است؛ با محبت، جوان­مرد، غیرتمند، با حیا و کریم است.

از همه مهم­تر، انسان ِعاقل، بنده­ی خداست. شخص حکیم- به­سان لقمان- شکرگزارِ خداوند است.

قصدِ این مقال، آن است که معنای حکمتِ لقمان را دریابیم؛ تا راهِ حکمت روشن و حرکت در آن بر رهروان هموار شود.

اما سؤال این است: حکمتِ عطا شده به لقمان چه بود که او را به این مرتبه­ از شکرگزاری ِخداوند رساند؟

امام صادق علیه­السلام پاسخ فرموده­اند: « معرفتِ امام ِزمانش به او داده شد.»[4]

آرام آرام، سِرّ ِحکمتِ لقمانی مکشوف می شود.

اگر می­خواهید خداوند دری از حکمت به روی شما بگشاید، در پی شناخت امام زمان خود باشید؛

اما چگونه این حکمت را کشف کنیم؟

قرآن پاسخ می دهد: ﴿ (خدا) هر کس را که بخواهد، حکمت عطا کند و هرکس به او حکمت داده شد، قطعاً به خیرِ کثیری رسیده است.﴾[5]

پس باید حکمت را که معرفت ِامام زمان علیه­السلام است، از خدا طلب کرد.

و در این زمانه­ی غیبت و حیرت، امامان معصوم علیهم­السلام به ما آموخته اند که در راه طلبِ معرفت حجت خدا بگوییم:

اَللَّهُمَّ عَرّفنی نَفْسَک، فَاِنَّک اِنْ لَمْ تُعَرِّفنی نَفْسَک لَمْ اَعْرِفْ نَبیک؛

اَللَّهُمَّ عَرِّفنی رَسُولَک، فَاِنَّک اِنْ لَمْ تُعَرِّفنی رَسُولَک لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَک؛

اَللَّهُمَّ عَرِّفنی حُجَّتَک فَاِنَّک اِنْ لَمْ تُعَرِّفنی حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دینی.[6]

خدایا! معرفت خود را به من ارزانی دار که اگر خود را به من معرفی نکنی، من پیامبرت را نمی شناسم؛

خدایا! معرفت رسولت را به من ببخش که اگر معرفت ِپیامبرت را به من ندهی، من حجت تو را  نمی­شناسم؛

خدایا! معرفت حجت ِخود را به من عطا فرما که اگر حجتت را به من معرفی نکنی، از دینم گم­راه خواهم شد.



[1]. لقمان(31): 12: ﴿ وَ لَقَد آتَینا لُقمانَ الحِكمَة اَنِ اشْكُر لله...﴾

[2]. حیات القلوب، ج2، قصص جناب لقمان.

[3]. كافی، ج 1، كتب العقل و الجهل.

[4].« اُوتِی مَعرفَةَ اِمامِ زَمانِه»:« معرفت امام زمانش به او ( لقمان ) داده شد»؛ تفسیر كنزالدّقائق 10: 236.

[5]. بقره(2): 269؛ ذیل این آیه در تفسیر بیان شده كه منظور از حكمت، طاعت خداوند و معرفت امام است؛ تفسیر كنزالدقائق.

[6]. پیش از بیانِ این دعا، امام صادق علیه السّلام فرموده اند:« آن جوان ( حضرت مهدی علیه السلام ) پیش از آن كه قیام كند، غیبتی دارد... ولی خدای عزّوجل دوست دارد كه شیعه را امتحان نماید؛ پس در آن هنگام ( زمان غیبت ) اهل باطل به تردید می افتند.» راوی سؤال می كند: اگر من آن زمان را درك كنم، چه وظیفه ای دارم؟ امام صادق علیه السلام در پاسخ، دعای مذكور را تعلیم می فرمایند.




طبقه بندی: دینی، ولایت،
[ 1391/06/25 ] [ 08:19 ق.ظ ] [ عمار ] [ نظرات ]
Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


خدمت به یگانه منجی عالم بشریت

آمار سایت
آخرین بروز رسانی :
جهت دوستی





Powered by WebGozar